مرا کیفیت چشم تو کافیست

با صالح تلفنی حرف زدم؛ مدتی بود از زیر این کار در می‌رفتم، نمی‌خواستم وقتی وضعیت جدیدی ندارم حرف‌های  تکراری بزنیم. حوصله‌ حرف‌های تکراری ندارم، نداریم. حتی وقتی گفتم زنگت می‌زنم پشیمان شدم. لحظه‌ای که داشتیم چت می‌کردیم احساس کردم نوشتار کفایت نمی‌کند، اما بعد یادم آمد هنوز وضعیت جدیدی ندارم.
صحبت کردن با دوستان این حسن را همیشه داشته که به تعریف جدیدی از خودم برسم. نه فقط از خودم بلکه از جهان اطرافم. انگار تازه فهمیده‌ام چه می‌خواسته‌ام یا به چه فکر می‌کرده‌ام. این تعریف‌ها همیشه مثبت‌تر از آن چیزی بوده که خودم فکر می‌کرده‌ام. به‌نظرم تعریف مثبت‌تر از دنیا اشکالی ندارد، با این وضعیتی که من دارم برایم مفید هم هست. اما تعریف مثبت‌تر از خودم من را به ترس از ریاکاری انداخته.
از حرف زدن با صالح پشیمان نیستم.


نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی