مرا کیفیت چشم تو کافیست

یک حرفی را من می زنم ولی شما نخندید...این خیلی بد است که آدم شاعری بلد نیست، شعر بلد نیست، نمی تواند احساسش را مکتوب کند، بریزد بیرون.
شما نشسته اید صحن جامع رضوی-نه حتی صحن انقلاب- بعد از نماز مغرب است، گهگاهی نسیمکی هم بیاید ، روزهای نزدیک به ولادت آقا هم باشد- چند روزی از تولد خواهرشان هم گذاشته باشد- هی نگاه کنید به گند طلایی و هی نفس عمیق بکشید. شما باشید این حجمی که هی می آید می خورد به شما چه می کنید؟ یا ظهر باشد، بعد از نماز عصر نشسته باشید زیر سایه باب الکاظم کنار گلدان ها؛ جز اینکه آدم باید در این حالت شعر بگوید چه کار دیگری می تواند بکند!؟

شاعری که هیچ کاش لااقل مردن بلد بودیم، می مردیم در این حال و هوا.

نظرات  (۱)

آن فضا ما را بس است...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی